مرتضى مطهرى
92
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اينها را تصادف مىدانيم ) اگر عالم تحت تأثير و تدبير يك علم كلى و يك ارادهء كلى باشد كه آن كه سير مىدهد ، تمام جزئيات اين مسيرها را مىداند ، از نظر او هيچ چيز در عالم تصادفى نيست ، هيچ چيز در عالم اتفاقى نيست . پس مطلب ديگرى كه خواستيم بگوييم اين است كه كسى خيال نكند اين تصادفاتى كه در عالم رخ مىدهد و بعد اين تصادفات شرايطى را به وجود مىآورد كه ما در آن شرايط مىبينيم طبيعت يك مسير هدفدارى را طى مىكند ، آن تصادفها با اين هدفدارى تناقض دارد ، نه ، اين تصادفها ، اين امور اتفاقيهء عالم با هدف داشتن طبيعت منافات ندارد . همين را ما به يك بيان ديگر مىتوانيم بيان كنيم . عالم را كه ما مىگوييم هدف دارد ، يعنى عالم اين هدفدارى را روى يك قانون كلى و روى يك مسير كلى انجام مىدهد . قوانين هدفدارى هم در عالم كلى است ، جزئى و شخصى نيست كه ما روى جزئى و شخصى بخواهيم بحث كنيم كه چه جور هست ، چه جور نيست . تقرير ديگر برهان نظم از نظر قدماى ما اين برهان نظم را جور ديگرى هم مىشود تقرير كرد - كه اين را هم توضيح بدهيم و از اين مطلب خارج شويم - و آن اين است : عرض كرديم چگونه مىشود كه يك معلول دليل شود بر اينكه علتش عالم بوده است ، شاعر بوده است . گفتيم بايد حكايت كند ، نشان بدهد كه انتخاب و اختيار در آنجا وجود داشته است . علماى امروز روى حساب احتمالات - كه در جلسهء گذشته آقاى مهندس . . . حساب احتمالات را خوب توضيح دادند - اين مطلب را بيان كردهاند ، گفتهاند كه اين دليل مىشود بر اينكه فاعل اراده و شعورى داشته باشد . روى اصولى كه علماى قديم بيان مىكنند يك جور ديگرى مىشود اين مطلب را ذكر كرد و آن اين است : معلول همان طورى كه از اصل وجود علت حكايت مىكند يعنى حكايت مىكند كه من علتى دارم ، از صفات و خصوصيات علت هم تا حدودى حكايت مىكند ، يعنى اين جور نيست كه معلول فقط حكايت كند كه من علتى دارم ، نه ، تا حدودى صفات علت خودش را هم نشان مىدهد . مثلا معلول ، عظمت علت را نشان مىدهد ، عظمت معلول دليل بر عظمت علت است . معلوم است علت كوچك و حقير و ناتوان و ضعيف نمىتواند معلول عظيم به وجود آورد . يكى از شئون علت كه معلول آيت و جلوهء او